طراح فاز 2 برج میلاد، برای آلمانی ها کشتی طراحی کرد

عصر ایران - "زها حدید" معمار انگلیسی - عراقی در جدیدترین اثر خود، طرح های پیشنهادی خود را برای تعدادی از قایق های تفریحی شرکت آلمانی  "بلوم آند فوس" ارائه کرد. این کشتی های تفریحی به طول 128 متر هستند.

زها حدید از معماران بزرگ جهان است. او توانست در سال 2004 میلادی نخستین زنی که جایزه معماری پریتزکر را دریافت کرد. حدید متولد 1950 بغداد است اما در بریتانیا تحصیل و رشد کرد.

از جمله طرح های زها جدید می توان به نمونه های زیر اشاره کرد:
مرکز مگی در بیمارستان ویکتوریا (۲۰۰۶)، کرکالدی، اسکاتلند، ایستگاه قطار سریع‌السیر ناپل (۲۰۰۶)، ناپل، ایتالیا،    ساختمان مرکزی ب‌ام‌و (۲۰۰۵)، لیپزیگ، آلمان، ترن هوایی (۲۰۰۷) اینسبروک، اتریش، مرکز علمی فائنو (۲۰۰۵)، وولفسبرگ، آلمان، سکوی پرش اسکی برگیسل (۲۰۰۲)، اینسبروک، اتریش، ایستگاه آتش نشانی ویترا (۱۹۹۴)، ویل ام راین، آلمان از جمله

زها حدید درباره این کشتی ها می گوید: هر کشتی مجموعه ای هندسی از نیازهای هیدرودینامیکی معینی است که در کنار بالاترین شاخص های راحتی، کیفیت و ایمنی قرار می گیرد.

طراحی کشتی های تفریحی




















زها حدید قبل از این برای فاز دوم برج مجموعه برج میلاد تهران نیز طرحی را ارائه کرد که مقام اول را در میان طرح های پیشنهادی کسب کرد. فاز دوم مجموعه برج میلاد تهران شامل هتل و ساختمان اداری و تجاری است.










ساختمان BMW در شهر لایبزگ آلمان طراحی شده توسط زها حدید




پرش اسکی،
اینسبروک اتریش طراحی شده توسط زها حدید



استادیوم توکیو  طراحی شده توسط زها حدید








زها حدید معمار عراقی - انگلیسی

 

http://www.asriran.com/fa/news/300387/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D9%81%D8%A7%D8%B2-2-%D8%A8%D8%B1%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3

آیا ریاضیات زبانی کارآمد برای توصیف جهان است؟

آیا ریاضیات زبانی کارآمد برای توصیف جهان است؟

ریاضیات زبان جهانی خوانده می شود و دانشمندان و مهندسان اغلب از جایگاه ویژه آن به هنگام توصیف واقعیت فیزیکی سخن می گویند.

در این میان، آن ها به مثال هایی مانند عدد پی، E=mc۲ و حتی مولفه ای ساده مانند استفاده از اعداد صحیح انتزاعی برای شمارش اشیای جهان واقعی اشاره می کنند.

با این حال، در حالی که این مثال ها میزان کارآمدی ریاضیات را برای انسان نشان می دهند، آیا این بدین معناست که جهان فیزیکی به طور طبیعی از قواعد ریاضیات به عنوان "زبان مادری اش" تبعیت می کند و این که آیا ریاضیات دارای وجود ذاتی است و منتظر کشف شدن است؟

این نقطه نظر در خصوص ماهیت رابطه بین ریاضیات و جهان فیزیکی «افلاطون گرایی» (Platonism) نامیده می شود، اما همگان با آن موافق نیستند.

«درک آبوت»، پروفسور مهندسی الکترونیک و برق دانشگاه آدلاید استرالیا، در مقاله ای این موضوع را مطرح می کند که افلاطون گرایی ریاضیاتی دیدگاه دقیقی از واقعیت نیست.

به جای آن، وی طرفدار دیدگاه مخالف یعنی دیدگاه «غیرافلاطونی ها» است، که بر اساس آن، ریاضیات محصول تخیل انسانی است که انسان ها برای توصیف واقعیت، خلق کرده اند.

در واقع، «درک» با استفاده از تجاربش تخمین می زند، در حالی که ۸۰ درصد ریاضی دانان به دیدگاه افلاطونی تکیه دارند، مهندسان تا حد زیادی غیرافلاطونی هستند.

به گفته وی، فیزیکدانان تمایل دارند «غیرافلاطونی های پنهان» باشند، یعنی آن ها اغلب در ملاعام افلاطونی به نظر می رسند، اما در خلوت خود اغلب اعترافی غیرافلاطونی دارند.

بنابراین، اگر ریاضی دانان، مهندسان و فیزیکدانان همگی بتوانند علی رغم تفاوت در اعتقادات بر سر موضوع فلسفی شان، عمل کنند، چرا ماهیت واقعی ریاضیات در ارتباطش با جهان فیزیکی مهم است؟

به گفته درک، دلیل این امر آن است که چون فرد متوجه می شود ریاضی صرفا یک سازه ذهنی است، (تقریبی از واقعیت که دارای نقاط ضعف و محدودیت های خود بوده و در نقطه ای ناکام می ماند، زیرا اشکال ریاضیاتی کامل در جهان فیزیکی وجود ندارند) می توان دید که ریاضیات تا چه اندازه غیرمفید است.

جنجالی ترین نقطه نظر آبوت این است که وی می گوید، ریاضیات به طور منحصربه فردی در توصیف کردن واقعیت خوب نبوده و قطعا همان معجزه ای نیست که تعدادی از دانشمندان از آن در حیرت اند.

«درک» ادامه می دهد که اینشتین که یک غیرافلاطونی ریاضیاتی بود، دانشمندی بود که قدرت ریاضیات وی را حیرت زده کرده بود. وی از خود می پرسید: چگونه ریاضیات با وجود این که محصول تفکر انسانی (که خود مستقل از تجربه است) است، تا حد تحسین برانگیزی به اشیای موجود در واقعیت مرتبط است؟

در سال ۱۹۵۹، «یوجین ویگنر» ریاضیدان و فیزیکدان، این مشکل را «تاثیر غیرمعقولانه ریاضیات» توصیف کرد و در پاسخ آن، مقاله آبوت با عنوان «ناکارآمدی معقولانه ریاضیات» منتشر شده است.

هر دوی این دیدگاه ها مبتنی بر ایده غیرافلاطونی هستند و این که ریاضیات اختراعی انسانی است.

اما در حالی که ویگنر و اینشتین را می توان خوشبینان ریاضیاتی در نظر گرفت که متوجه تمامی شیوه هایی که از طریق آن ها، ریاضیات با دقت واقعیت را توضیف می کند، بودند، آبوت با بدبینی اشاره می کند که مدل های ریاضیاتی تقریبا همیشه دارای نارسایی هستند.

آبوت توضیح می دهد که ریاضیات کارآمد، نمایش های ایده آل و فشرده ای از جهان فیزیکی ذاتا پر سر و صدا ارائه می دهد.

وی مدعی است بیان های ریاضیاتی تحلیلی، شیوه ای برای توصیف های فشرده مشاهدات ما هستند و این که انسان ها به دنبال فشردگی هستند که ریاضیات به آن ها می دهد، زیرا آن ها قدرت مغز را محدود کرده اند.

به اعتقاد «درک»، ریاضیات هنگامی مفید است که بیان های ساده و فشرده ای ارائه دهد که بتوان به طور مکرر بر بسیاری از موقعیت ها اعمال کرد و زمانی که نتواند این فشردگی را ارائه دهد، ناکارآمد است. در واقع، این فشردگی است که آن را عملی و مفید می کند.

به گفته آبوت، حالت های بسیار بیشتری وجود دارند که در آن ریاضی ناکارآمدتر (غیرفشرده) از زمانی است که مفید (فشرده) است و هنگامی که ما بر مثال های موفق تمرکز می کنیم، ریاضی فقط دارای توهم مفیدبودن است، اما مثال های موفق ما شاید به بخش کوچکی از تمامی سوالات ممکنی که در خصوص جهان مطرح اند، اعمال می شود.

تعدادی از مباحث موجود در مقاله آبوت، مبتنی بر ایده های «ریچارد وسلی همینگ» ریاضیدان است که در سال ۱۹۸۰ چهار دلیل را ارائه داد مبنی بر این که چرا ریاضیات آن گونه که به نظر می رسد، مفید نیست.

گرچه همینگ خود را وقف این ایده کرد که ریاضیات به طور غیرمعقولانه ای کارآمد است، آبوت نشان می دهد که دلایل همینگ در واقع، از غیرافلاطونی گری و سطح کاهش یافته کارآمدی ریاضی حمایت می کنند.

دلایل آبوت برای این که چرا ریاضیات به طور معقولانه ای ناکارآمد است، بر اساس دیدگاه غیرافلاطونی و این که ریاضیات اختراعی انسانی است، قرار دارند.

به گفته وی، ریاضیات موفق به نظر می رسد، زیرا ما مسائلی را در نظر می گیریم که برای آن ها شیوه ای در اعمال ریاضیات یافته ایم. این در حالی است که میلیون ها مدل ناکام ریاضی وجود دارند، اما هیچ کس به آن ها اهمیتی نمی دهد و این که یک "نابغه" صرفا فردی است که ایده ای بزرگ دارد، اما حس می کند که در خصوص دیگر افکار دیوانه وارش باید سکوت کند.

«درک» دلیل دیگرش را این گونه بیان می کند: کاربرد ریاضیات برای ما در مقیاس های مختلف تغییر می کند؛ به طور مثال، در دهه ۱۹۷۰ و هنگامی که طول ترانزیستورها در مقیاس میکرومتری بود، مهندسان می توانستند رفتار ترانزیستور را با استفاده از معادلات خاصی توصیف کنند. اما ترانزیستورهای زیرمیکرومتری شامل اثرات پیچیده ای است که مدل های پیشین از آن ها غفلت کرده بودند، بنابراین، مهندسان به نرم افزار شبیه سازی رایانه ای برای مدلبندی کردن ترانزیستور کوچک تر روی آورده اند. یک فرمول کارآمدتر ترانزیستورها را در تمامی مقیاس ها توصیف می کند اما چنین مدلی وجود ندارد.

«درک» در خصوص دلیل سوم خود می گوید: گرچه مدل های ما به نظر می رسد به تمامی مقیاس های زمانی اعمال می شوند، ما شاید توصیفاتی را خلق می کنیم که با طول عمر زندگی انسان همخوانی دارند. به طو مثال، انسان خورشید را به عنوان منبع انرژی سیاره زمین می شناسد، اما چنانچه عمر وی به اندازه کیهان می بود، شاید خورشید برایش نوسانی با عمر کوتاه می بود که به سرعت سیاره ما را در تعادل حرارتی با خودش (هنگامی که به شکل یک غول قرمز منفجر می شود) در می آورد. از این دیدگاه، زمین، انرژی خالص مفیدی از خورشید اشتقاق نمی کند.

به گفته «درک»، حتی شمارش کردن دارای محدودیت های خاص خود است و به طور مثال، هنگام شمارش موزها، در نقطه ای تعداد موزها چنان بزرگ خواهد بود که کشش گرانشی تمامی آن ها را به سوی سیاهچاله می کشد و ما به نقطه ای می رسیم که دیگر نمی توانیم به اعداد برای شمارش تکیه کنیم.

«درک» می گوید: در صورتی که انسان ها جامد نمی بودند و گاز بودند و در ابرها زندگی می کردند، شمارش اشیای متمایز این طور آشکار نبود. بنابراین، اصول مبتنی بر ایده شمارش ساده، ذات جهان ما نیستند، بلکه سازه انسان هستند و بنابراین هیچ تضمینی وجود ندارد که توصیف های ریاضیاتی که خلق می کنیم، به طور جهانی قابل اعمال باشند.

برای آبوت، این نکات و بسیاری نکات دیگر که وی در مقاله اش به آن ها اشاره می کند، نشان می دهد که ریاضیات کشف معجزه گونه ای نیست که به طور مکرر با واقعیت تناسب داشته باشد و این که در نهایت، ریاضیات اختراعی انسانی است که مفید و محدود بوده و آن طور که انتظار می رود، خوب عمل می کند.

آبوت معتقد است برای افرادی که به دنبال مولفه ای عملی تر از چنین بحثی می گردند، این مقاله می تواند آزادی تفکری بیشتری بدهد.

به گفته این دانشمند، اخیرا علاقه جدیدی به رویکردی به نام «جبر هندسی» به وجود آمده که بر بسیاری از محدودیت های موجود غلبه می کند و می تواند به ابعاد بالاتر بسط داده شود.

آبوت هم اکنون در حال مطالعه بر روی مقاله ای با موضوع «جبر هندسی» برای مهندسان برق است که در آینده ای نزدیک منتشر می شود.

جزئیات مقاله این دانشمند در Proceedings of the IEEE منتشر شده است.

http://www.aftabir.com/news/view/2013/oct/18/c3_1382080856.php/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%81-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته

«من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلیّ دیته و من علیّ دیته فانا دیته / آن کس که مرا طلب کند، من را می یابد و آن کس که مرا یافت، من را می شناسد و آن کس که مرا شناخت، من را دوست می دارد و آن کس که مرا دوست داشت، به من عشق می ورزد و آن کس که به من عشق ورزید، من نیز به او عشق می ورزم و آن کس که من به او عشق ورزیدم، او را می کشم و آن کس را که من بکشم، خون‌بهای او بر من واجب است و آن کس که خون‌بهایش بر من واجب شد، پس خود من خون‌بهای او می باشم.»

به مثابه این حدیث قدسی، قادر متعال در چنین روزی اسماعیل را طلب کرد تا در آستانش قربانی شود و ابراهیم را در آزمونی بزرگ میان بندگی حق و حفظ عزیزترین جسم خاکی برای خود نگاه داشت و چون کمال بندگی را در نیت و عمل پیامبرش یافت، قربانی دیگری فرستاد؛ قربانی که اینک پس از راندن نمادین شیطان، بر آستانش قربانی می‌کنیم تا در چنین روزی گرسنگان کمتری در بلاد مختلف عالم گرسنه بیاسایند. شاید در اهمیت این روز سخنان آیت الله جوادی آملی گویا باشد که فرموده بودند:

مهم‌ترین نکته‌ای که در اعیاد برای ما مطرح است این است که شما می‌بینید اسلام بر اساس آن حق‌محوری، میلاد هیچ شخصی را عید معرفی نکرد روزی که مثلاً پیامبر به دنیا آمد، روزی که امامی از ائمه(علیهم السلام) به دنیا آمدند که یک شخص مطرح است عید ما نیست البته مسرور هستیم، جامه نو در برمی‌کنیم؛ اما عید رسمی ما نیست زیرا روزی رسماً عید است که عدّه‌ای مأمور بشوند این ستون دین را نگه بدارند و آن روز عید است روزی که نماز رسمیّت پیدا کرد که جمعی با هم هماهنگ بشوند و این ستون را اقامه کنند به نام نماز عید فطر، نماز عید قربان این برای هیچ شخصی نیست وسرّش آن است که دین با شخص کار ندارد با مکتب کار دارد این اصل اول.و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته + فیلم

مفهوم عید مطلب دوم آن است که چرا این دو روز را مثل روز غدیر، مثل روز جمعه به عنوان عید اعلام کردند؟ هر وقت انسان مسئولیّتی داشت و از عهده آن مسئولیت به در آمد و کامیاب شد عود به مبدأ پیدا کرد رجوع به اصل خویشتنِ خویش کرد آن می‌شود عید چون عود کرده به اصل، رجوع کرده به اصل، عود است این می‌شود عید. ما در سال دو بار آن رجوع اصلی را داریم یکی ماه مبارک رمضان است به ما گفتند روزها روزه بگیرید شبها به آن عبادات بپردازید اگر یک ماه به وظیفه انسانی‌مان آشنا شدیم و عمل کردیم و به آن اصل بازگشتیم مسرورانه روز عید فطر جشن می‌گیریم با هم آن نماز عید را می‌خوانیم عید ماست.

در دهم ذیحجّه بعد از اینکه حاجیان، معتمران، زائران حرم نبوی و سرزمین وحی آن وظایفشان را انجام دادند روز نهم در عرفات وقوف داشتند شب دهم روی آن شنهای مشعر تا صبح «یا الله» گفتند، روز دهم آمدند و رمی جمرات کردند شیطان و نماد شیطانی را رجم کردند و قربانی کردند می‌شود عید که از حلق کردند و از اعمال فراغت پیدا کردند به وظیفه‌شان عمل کردند به آن اصل برگشتند می‌شود عید. توجه اسلام به مکتب است نه شخص بنابراین اصل اول آن بود که در اسلام شخص مطرح نیست و مکتب مطرح است.

اصل دوم آن است که در این دو بار، دو وظیفه رسمی انسان انجام داد خوشحال است که به اصل خود بازگشت مبدأ خود را شناخت با او رابطه پیدا کرد لذا عید خواهد بود در این قنوتهای مخصوص عید قربان و عید فطر به خدا عرض می‌کنیم خدایا! تو را به این روز قسم که این روز، روز قیام مسلمین و عید مسلمین است شرف و کرامت مسلمین است «اللهمّ إنّی أسئلک بحقّ هذا الیوم الّذی جعلته للمسلمین عیدا» و برای وجود مبارک رسول گرامی «ذخراً و شرفاً و کرامةً و مزیدا» این خواسته‌های خودمان را عرض می‌کنیم چنین روزی است.

سرّش آن است که یک وقت کسی نگاهش یک نگاه بسته است مثلاً جلوی پای خود را می‌بیند می‌گوید انسان که می‌میرد می‌پوسد و دیگر هیچ، یک وقت می‌گوید انسان که می‌میرد از پوست به در می‌آید و ابدی می‌شود خب اگر این نگاه دوم حق بود چه اینکه این حق است برای ابدیّت چه کار باید کرد؟ باید یک کالای ابدی تهیّه کرد دیگر.

اگر ـ معاذ الله ـ مرگ، پوسیدن بود که انسان می‌میرد و می‌پوسد و می‌رود در آن چاله تمام می‌شود دیگر این همه انبیا و اولیا لازم نبود اما اگر این تن را رها می‌کند و برای ابد می‌ماند به انبیای قبلی گفتند که ما اگر به دستورهای شما عمل نکنیم چه می‌شود و به دستورها عمل بکنیم چه می‌شود؟

آنها فرمودند یک پاداشی هست یک کیفری هست اگر عمل کردید پاداش، اگر نکردید کیفر. آنها می‌گفتند چه موقع به ما پاداش و کیفر می‌رسد؟ می‌گفتند که بخش ضعیفی از آن اعمال و پاداش و کیفر در دنیاست که آثارش را می‌بینید و بخش اساسی و مهمّش بعد از مرگ است انکار اینها زیاد می‌شد می‌گفتند انسان که می‌میرد می‌پوسد در قبر که رفته تمام می‌شود بعد در عالَم رؤیا چیزهایی را خدا نصیب اینها کرد که می‌دیدند بشر اوّلی می‌خوابید ولی رؤیایی نداشت اینها می‌آمدند طبق نقل مرحوم کلینی به انبیا می‌گفتند اینها چیست که ما در عالم خواب می‌بینیم؟

آنها می‌فرمودند نمونه‌ آن حرفهایی است که ما به شما می‌گوییم شما خیال نکنید انسان رفته داخل این گودال، این گودال خبری هست انسان است و برزخ او و ابدیّت او مگر انسان نابود می‌شود؟! لذا انسان وقتی که این معنا را شناخت با مبدأش رابطه پیدا می‌کند (اولاً) وقتی سرفراز در آمد جشن می‌گیرد (ثانیاً) از این جهت روز عید قربان که انسان آن اعمال را انجام داد عید اوست.

برای ماها هم قربانی کردن مستحب است چون راهیان همان راهیم ان‌شاءالله و در روز عید فطر چون انسان به مبدأ اصلی‌اش بار یافت و سرفراز از این آزمون به در آمد جشن می‌گیرد جمعه هم به مناسبت آن نماز جمعه‌ای که هست عید ماست و بالاترین عید برای ما شیعه‌ها همان جریان غدیر است که در پیش داریم آن هم به مناسبت امامت است میلاد علی‌بن‌ابی‌طالب که سیزده رجب است آن برنامه رسمی ندارد اما هجده که منصب علی‌بن‌ابی‌طالب است غدیر است و برنامه رسمی دارد و دعای مخصوص دارد که ان‌شاءالله آن روز هم برای همه مبارک و گرامی باشد.

http://www.tabnak.ir/fa/news/351601/%D9%88-%D9%85%D9%86-%D8%B9%D8%B4%D9%82%D9%86%D9%8A-%D8%B9%D8%B4%D9%82%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D9%85%D9%86-%D8%B9%D8%B4%D9%82%D8%AA%D9%87-%D9%82%D8%AA%D9%84%D8%AA%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85