بزرگنمایی قیمت تمام شده فرآورده های نفتی، با کدام هدف؟

خبر؛ در حال حاضر قیمت عرضه سوخت در بازار داخلی در مورد حاملهای انرژی به شکلی اعمال شده است که به نظر می رسد دولت در برخی از حاملها حداکثر افزایش ممکن در دوره پنج ساله را اعمال کرده است. براساس قانون هدفمندسازی یارانه ها قیمت فراورده های نفتی باید در یک دوره پنج ساله کمتر از 90 درصد قیمت فوب خلیج فارس نباشند.

بر همین مبنا مقایسه نرخ فوب فرآورده های نفتی همزمان اعلام نرخ های هدفمندسازی از سوی دولت نشان می دهد دولت در مورد برخی از فراورده های نفتی مانند بنزین تحقق قیمتی نسبت به کف اعلام شده بیش از 130 درصد بوده است در مورد گازوئیل معادل 68 درصد، در مورد نفت کوره معاادل 50 درصد، نفت سفید حدود 75 درصد و برای گاز مایع معادل 67 درصد بوده است.

تمام این ارقام نشان می دهد که دولت در اولین گام هدفمندسازی شیب تندی را برای افزایش قیمت ها انتخاب کرده تا از این طریق بتواند حداکثر کاهش مصرف ممکنه را برای تحقق اصلاح الگوی مصرف فراورده ها در همین ابتدای اجرای قانون حاصل سازد و به نوعی برای اجرای بخش بعدی قانون فشارهای کمتری نیاز باشد یا به عبارت ساده تر این اقدام دولت اجرای دقیق الگوی شوک درمانی بوده است که البته با فشارهای نظارتی از انتقال ان به مصرف کننده نهایی جلوگیری شده است.

اما به نظر می رسد همزمان با اجرای قانون از سوی دولت شرکت پالایش و پخش فراورده های نفتی در اقدامی سئوال بر انگیز به نحوه ای عمل کرده است تا قیمت تمام شده عرضه فراورده های نفتی را بیش از ارقامی نشان دهد که در حال حاضر به عنوان قیمت عرضه اعمال می شود.



نگاهی به بزرگنمایی پالایش و پخش

موضوعی که ما به ان اشاره می کنیم در تاریخ ششم دی ماه نیز، البته بخشی از آن مورد توجه سایت آفتاب قرار گرفته ، در این سایت در مورد بالا نشان دادن قیمت تمام شده فرآورده های نفتی آمده است: « در حالی‌که پس از هدفمند شدن یارانه‌ها قیمت حامل‌های انرژی در داخل کشور از قیمت‌های جهانی بالاتر رفته و مردم کشور نفت‌خیزمان مجبورند فراورده‌های نفتی را بالاتر از قیمت‌های جهانی و بسیار بیشتر از قیمت این فراورده‌ها در سایر کشورهای نفت‌خیز خریداری نمایند، بر‌اساس قیمت‌های فوب خلیج فارس که در پایگاه اینترنتی شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی قرار گرفته، گاف عجیب و محاسبه اشتباه قیمت‌های فرآورده‌های نفتی فوب خلیج فارس مشهود است و به‌نظر می‌رسد عمدی در بالا نشان دادن قیمت فرآورده‌های نفتی فوب خلیج فارس در کار بوده است.

گویا محاسبات شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی مبنای تعیین قیمت فراورده‌های نفتی در داخل بوده و با این تعمد و بالا نشان دادن عمدی قیمت‌ها، قیمت‌های داخلی از قیمت‌های خارجی فراتر رفته است. به‌طورمثال در حالی‌که مالیات بر ارزش افزوده 3 درصد است اما شرکت ملی پالایش این نرخ را 10 تا 30 درصد محاسبه کرده است. یا در مورد هزینه های انتقال و توزیع برای هرلیتر حدود 200 تومان هزینه محاسبه شده در حالی‌که کمتر از 20 تومان است. به یک نمونه از گزارشات این شرکت که با غلط‌های محاسباتی هم همراه است دقت فرمایید».

قیمت تمام شده بنزین


البته گافی که سایت آفتاب به آن اشاره کرده تنها به مالیات بر ارزش افزوده ختم نمی شود زیرا در جداول منتشر شده از سوی شرکت فوق هزینه نگهداری، انتقال و توزیع در جداول فوق به صورت متغیر و رقمی معادل 30 درصد قیمت همان فرآورده در فوب خلیج فارس محاسبه شده است و این در حالی است که انتقال فراوردههای نفتی از بنادر جنوب به مناطق مختلف کشور یا با خطوط لوله انجام می گیرد و یا حمل و نقل ریلی و جاده ای که نرخ تمامی این روش ها هنوز ثابت است و حتی نرخ پرداختی به جایگاهداران نیز به صورت نرخی ثابت محاسبه میشود و البته برای نگهداری سوخت نیز در مبادی جنوبی کشور نرخی ثابت برای محاسبات حسابداری مورد استناد است؛ بنابراین احتساب نرخ متغیر برای محاسبه قیمت تمام شده غیر منطقی به نظر می رسد.

در حالی که هزینه تمام شده نگهداری، انتقال و توزیع هر تن متریک فرآورده نفتی از مبادی جنوبی در سطح کشور حداکثر 60 دلار است که این قیمت برای هر لیتر با احتساب دلار 1000 تومانی رقمی حدود 45 تومان است در حالی که بر مبنای محاسبات منتشر شده حداقل هزینه هر لیتر را بیش از 140 تومان اعلام می کند.

* البته زمانی نکته جالب تر می شود که مدیران پالایش و پخش حاضر به هیچ نوع توضیحی در این مورد نبوده و در پی تماس خبرنگار ما اعلام کردند اجازه انتشار این اطلاعات را ندارند!

* البته تا به اینجای کار می توان گفت این ارقام شاید بی معنی باشد، ولی زمانی این ارقام مفهوم پیدا می کنند که شمس الدین حسینی وزیر اقتصاد کشور با استناد به همین ارقام اعلام می کند قیمت تمام شده فرآورده های نفتی بیش از قیمت هایی است که در حال حاضر اعمال می شود!

http://ayandenews.com/news/23148/

تصاویر: زندگی و مرگ جهان پهلوان

جسد بی جان تختی، یکی از اسطوره های ورزش ایران در 17 دیماه 1346 در اتاقش در هتل آتلانتیک تهران پیدا شد. اگر چه کیهان و اطلاعات 18 آبان آن سال با اشاره به این که غلامرضا دو روز پیش از مرگ وصیت نامه اش را در دفتر اسناد رسمی به ثبت رسانده است و با توجه به اختلافات خانوادگی او مرگش را خودکشی عنوان کردند اما مردم و طرفدارانش معتقد بودند ساواک به خاطر محبوبیت بالای تختی و مخالفتش با شاه پهلوی او را به قتل رسانده است.

پروژه حذف تختی به عقیده ی کسانی که علت مرگ او را خودکشی نمی دانند، یک سال قبل از مرگش و هنگام درگذشت دکتر مصدق می دانند. جایی که کشتی گیر اسطوره ای با اخطار ماموران نظامی و امنیتی هم حاضر نشد از رفتن به احمدآباد منصرف شود و به افسران گفت: «دستگیرم کنید».

این عده معتقد اند در این چهارچوب، ابتداً تلاش شد، منابع مالی و حقوق تختی تا حد ممکن محدود شود و با راهکارهایی که با توجه به سکوت همسر پهلوان در سال‏های اخیر کیفیتش نامشخص مانده، اختلافاتی را میان وی و همسرش بوجود آورده و به آن دامن بزنند.

دست آخر نیز تختی که برای دوری از خانواده و عدم آوردن دلمشغولی‏هایی که رژیم برایش بوجود آورده بود، به نحوی مشکوک به هتل آتلانتیک که در کنار آن دفتر ساواک بود، رفت و احتمالاً مسموم شد.

گفتنی است پس از انقلاب 57 که بسیاری از اسناد ساواک به دست نیروی‌های انقلابی افتاد، هیچ مدرکی دال بر دست‌داشتن ساواک و یا کشتن وی یافت ‌نشد.

عکس تختی در دوران نونهالی

عکس تختی در دوران نونهالی

جهان پهلوان تختی در جوانی

جهان پهلوان تختی در جوانی

عکس یادگاری تختی و پدرش

عکس یادگاری تختی و پدرش

دوچرخه سورای جهان پهلوان تختی

دوچرخه سورای جهان پهلوان تختی

تختی در اوج محبوبیت؛ تختی از لحاظ تعداد مدال جهانی و المپیک (7 مدال) و استمرار مدال آوری ( 11 سال) در تاریخ ورزش ایران رکورددار است

تختی در اوج محبوبیت؛ تختی از لحاظ تعداد مدال جهانی و المپیک (7 مدال) و استمرار مدال آوری (11 سال) در تاریخ ورزش ایران رکورددار است

بازدید تختی از یک مدرسه در جنوب تهران

بازدید تختی از یک مدرسه در جنوب تهران

تمرین جهان پهلوان تختی در زورخانه

تمرین جهان پهلوان تختی در زورخانه

غلامرضا تختی فوق العاده به مادرش علاقه مند بود و به او احترام می گذاشت و تمام موفقیت های خود را نتیجه دعای مادرش می دانست

غلامرضا تختی فوق العاده به مادرش علاقه مند بود و به او احترام می گذاشت و تمام موفقیت های خود را نتیجه دعای مادرش می دانست. در این رابطه عطاءالله بهمنش روزنامه نگار، مفسّر و کارشناس معروف در کتاب می نویسد: « قهرمان المپیک ملبورن فرا رسید. 1956 سال اوج گیری و کسب اولین مدال طلای المپیک توسط تختی است. او در این مسابقات با چنان آمادگی و صلابتی ظاهر شد که همه حریفان را از دم تیغ گذراند. هنگام سفر او از زیر قرآن و آئینه مادر رد شده بود و دعای خالصانه مادر را بدرقه راه داشت. مادر از او خواسته بود با موفقیت به میهن برگردد»

دست خط غلامرضا تختی

دست خط غلامرضا تختی

تختی در اردوی تیم ملی کشتی در ملبورن

تختی در اردوی تیم ملی کشتی در ملبورن

شوخی تختی با یکی از دوستانش

شوخی تختی با یکی از دوستانش

عکس یادگاری تختی و همسرش در آغاز زندگی مشترکشان

عکس یادگاری تختی و همسرش در آغاز زندگی مشترکشان

استقبال از تختی

تختی پس از این که در مسابقات جهانی کشتی آزاد 1951 و المپیک 1952 مدال نقره گرفته بود، در سال های 1956 در المپیک ملبورن و همچنین مسابقات جهانی 1959 تهران قهرمان شده بود و در حالی در المپیک 1960 رم دوم شد که مردم چند سال شکست او را ندیده بودند ولی با این حال استقبال با شکوهی از او کردند

خودکشی تختی تیتر یک روزنامه‌های کشور

خودکشی تختی تیتر یک روزنامه‌های کشور

بریده روزنامه ها پس از مرگ جهان پهلوان تختی

بریده روزنامه ها پس از مرگ جهان پهلوان تختی

پیکر تختی در سردخانه

پیکر تختی در سردخانه

آخرین عکس غلامرضا تختی

آخرین عکس غلامرضا تختی

منبع : فرارو

http://ayandenews.com/news/23209/

چرا مدیران ایرانی خودکشی نمی‏کنند؟!

فوتبال ایران بدترین روزهای تاریخش را سپری می‏کند و در کنار ناکامی تمامی تیم های ملی فوتبال، با فساد شدید و تبعیض روبروست؛ اما آنچه قرار نیست در این اوضاع به وقوع بپیوندد، تغییر است و انگار سرنوشتی جز نابودی فوتبال ایران توسط اشخاصی که خودشان را به صندلی های فدراسیون فوتبال کشورمان دوخته اند، وجود ندارد که با این وصف بهتر نیست مسئولان فوتبال ایران به پیشنهاد دایی یا روش‏ های جایگزین بیشتر فکر کنند؟

به گزارش سرویس ورزشی آینده؛ فدراسیون فوتبال ایران همان گونه که «آینده»پیش بینی کرده بود، پس از ناکامی در مسابقات قهرمانی نوجوانان آسیا و رقابت‏های آسیایی جوانان، این بار در رده امید نیز به واسطه اشتباه در انتخاب کادر فنی و همچنین برنامه ریزی ضعیف نتوانست نتیجه بگیرد و تنها شعار علی کفاشیان و همکارانش که مدال آوری در رده های پایه بود نیز رنگ باخت و مشخص شد این موفقیت برای دوره مدیریت دادکان بوده و در این دوره نیز حفظ نشده است اما آنچه پس از این ناکامی ها، ناپسند به نظر می‏رسد، تحویل دادن خنده به مردمی است که حداقل انتظارشان، برکناری این مدیران است.

با این حال نه تنها در قبال این ضعف ها، چنین اتفاقاتی نمی‏پیوندد و کفاشیان، تاج و نبی کرسی های اصلی فدراسیون فوتبال ایران را از دست نمی‏دهند، بلکه حتی احساس نمی‏کنند باید عملی بیش از توجیه ناکامی با لبخند داشته باشند و وقتی به نشاط اجتماعی مردم با ناکامی تیم های ملی، ضربه وارد می‏شود و میلیاردها تومان بودجه نیز با رقم خوردن این ناکامی ها هدر می‏رود، علاوه بر عذرخواهی یک حرکت دیگر انجام دهند و حداقل ساختمان فدراسیون فوتبال در سئول جنوبی را ترک کنند و این مجموعه را به اشخاصی که توان اداره موفقش را دارند، واگذار نمایند.

تنها به لیستی کوتاه از تخلفات، اشتباهات و انواع و اقسام رفتارها و تصمیم گیری‏هایی که مجموعه فدراسیون فوتبال کشور را منحرف کرده و جدا از ناکامی ها، به فوتبال ایران ضربه های سختی وارد کرده، اشاره می‏شود تا دریابید انرژی و توان محدود مدیران این مجموعه چگونه صرف می‏شود که محصول نهایی اش همین ناکامی ها با سوزاندن میلیاردها تومان اسکناس می‏شود.

1- بخشش بازیکن دوپینگی به بهانه اشتباه افسر دوپینگ از جمله اتفاقات باورنکردنی بود که حرف‏های بسیاری را در پی داشت. اما مرور زمان باعث شد آنچنان که باید و شاید مورد پیگیری افکارعمومی قرار نگیرد و همچون بسیاری از اتفاقات عجیب و غریب که روزانه در فدراسیون تحت مدیریت کفاشیان، تاج و نبی می‏گذرد، این مسئله نیز از حافظه کوتاه مدت، به حافظه بلند مدت منتقل نشود.

2- داستان مربیان و بازیکنان منشوری که فدراسیون فوتبال نتوانست دفاع مشخصی در قبالشان داشته باشد و عملاً به انحاء مختلف پیرامون مبارزه با فساد عقب نشینی کرد، از دیگر اتفاقاتی بود که پرجنجال شد. جالب آنکه پس از جدل‏های فراوان تعدادی از مربیان ممنوع الفعالیت شدند اما به ایشان یک برگ حکم محکومیت داده نشد تا بر این اساس دو استدلال شکل بگیرد. یا فدراسیون فوتبال قانونی برای شناسایی مفاسد فوتبال و برخورد با عاملانش ندارد یا مستند قانونی محکمی برای محرومیت این عده وجود نداشته است.

3- پیشگویی ادوارد گرگوریان یکی از مسئولان سازمان لیگ در خصوص شکست استیل آذین برابر فولاد و اخراج مهدوی کیا در این دیدار که دقیقاً اتفاق افتاد باعث متهم شدن به دست بردن در نتایج لیگ نهم شد و بعد از بالا گرفتن ماجرا، این پیش بینی شوخی تلقی شد(!) تا برخی بگویند فدراسیون فوتبال اول سراغ منشوری ها داخل فدراسیون برود.

4- انتخاب داماد امور مالی فدراسیون فوتبال به عنوان سرپرست تیم ملی جوانان که در نوع خود اقدامی جالب تلقی می‏شد و البته آنچه در برابرش صورت پذیرفت، جز سکوت نبود!

5- عدم سپردن اختیارات فوتبال به نهادهایی همچون اتحادیه باشگاه های فوتبال یا کانون مربیان، داوران و بازیکنان حرفه ای و اعتراض مسئولان هریک از این نهادهای مدنی که داستانی پایان ناپذیر است و به نظر می‏رسد چهره هایی چون مصطفی آجورلو از پیگیری حقوقشان به واسطه نوع رفتار فدراسیون خسته شده اند.

 

6- در نظرگرفتن مبلغی به عنوان سقف قرارداد، لیگ‌برتری دانستن بازیکنان تیم‌های سقوط کرده و سایر قوانین و مقررات که نیاز به ساعت‌ها بحث کارشناسی و حقوقی دارند، در فدراسیون در ساعتی بررسی و تصویب می‏شود. از اتفاقات خنده دار اینکه بسیاری از این قوانین توسط باشگاه های فوتبال دور زده می‏شود.

 

7- استخراج 102 ایراد حقوقی توسط حقوقدانان و مسئولان اتحادیه فوتبال از آیین نامه فدراسیون فوتبال که هر از چندگاهی بنابر مقتضات روز(!) دچار تغییر می‏شود.

 

8- تلاش برای فروش ساختمان 6 طبقه و مجلل فدراسیون فوتبال در تهران و انتقال به مجموعه ورزشی آزادی به بهانه کوچک بودن این مجموعه برای اداره فوتبال ایران، حال آنکه به زعم برخی رسانه ها، علت این مسئله نیز رفتارهای بچه گانه و فرار از درج نام محمد دادکان به عنوان تهیه کننده این بنا برای فدراسیون فوتبال تلقی شده است.

 

9- پس از آنکه فدراسیون فوتبال حق داریوش مصطفوی دبیرکل اسبق فدراسیون فوتبال را نداد، وی در مراجع قضایی طرح دعوا کرد که با دفاعیات ضعیف فدراسیون، قاضی رای به برداشت 220 میلیون تومان از حساب فدراسیون و پرداخت به مصطفوی داد تا فدراسیون که دستش به جایی بند نبود، از طریق هیات رسیدگی به تخلفات حرفه‌ای فوتبال، با این عنوان که طرح دعوا در مراجع قضایی خارج از فوتبال جرم است، او را مادام العمر از فعالیت در این رشته محروم کرد؛ کسی که بعید است در سال‏های آتی حتی از کنار زمین چمن رد شود!

 

10- عدم پرداخت مابقی قرارداد علی دایی که بر پایه آن، باید چند صد میلیون تومان  توسط فدراسیون به سرمربی اسبق تیم ملی فوتبال بابت برکناری اش پرداخت می‏شد اما با وجود صدور رای محکومیت فدراسیون فوتبال توسط کمیته انضباطی فدراسیون به پرداخت، توسط استیناف این رای لغو شد تا در نهایت دایی از فیفا پیگیر این مسئله شود. نکته جالب آنکه کفاشیان به یحیی زاده رئیس کمیته تربیت بدنی کمیسیون فرهنگی مجلس گفته بود که حق با علی دایی است!

11- ممنوع المصاحبه کردن علی دایی اگرچه به زعم مسئولان کمیته انضباطی برخلاف قوانین جاری کشور نیست و در قوانین کیفری چنین مجازات هایی به عنوان، مجازات های تکمیلی به تشخیص قاضی قابل اجرا است اما آیا رئیس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال یک مقام قضایی است که با چنین استدلالی، شخصی را از سخن گفتن در خصوص فوتبال محروم کند؟ این اتفاق افتاد و نکته جالب آنکه، پس از آن و به دنبال هشدار جوانفکر مشاور احممدی نژاد به فدراسیون فوتبال، به یک باره مجازات دایی به یک جلسه خلاصه شد و او بخشیده شد تا استقلال فدراسیون فوتبال مشخص تر شود!

12- پس از آنکه یکی از کارگزاران رسمی فیفا (AGENT) از بازیکن راه آهن خواسته بود، به نحوی بازی کند که تیمش ببازد، مسوولان باشگاه راه آهن، سرانجام فردی که مرتکب این کار شده بود را شناسایی کرد و این فرد برای گریز از مهلکه متوسل به بهانه‏های واهی گردیده و مهمترین بهانه وی آن است که خود وی نیز اجیر کس دیگری بوده است که این ضعیف‏ترین و سخیف ترین دفاعی است که فرد مذکور می‏توانسته در قبال عمل زشت خود بدان متوسل شود. با این حال با گذشت 9 ماه از این اتفاق، هنوز کمیته انضباطی رای صادر نکرده و به نظر می‏رسد قرار است این ماجرا به فراموشی سپرده شود؟ اگر دستی در کار نیست، چرا کمیته انضباطی که یک شبه قوانین عوض می‏کند، 9 ماهه نتوانسته رای صادر کند؟!

 

13- سفرهای خارجی روسای هیات و رئیس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال از جمله اقداماتی است که همواره صدای منتقدان را در آورده است. به راستی چه دلیلی دارد فدراسیون هزینه سفرهای هیات های فوتبال را بدهد؟ آیا جز این است که باید به شکلی این عزیزان را راضی نگه داشت تا اگر شخصی قصد کودتا و برگزاری مجمع به قصد تغییر دوستان را داشت، این هیات های استانی، نمک روی زبانشان اجازه بله گفتن ندهد؟!

با توجه به آنکه در ایران گروهی از مدیران و به خصوص مدیران فدراسیون فوتبال با خنده و خونسردی، بزرگ ترین و تلخ ترین اتفاقات که برخی از آنها ذکر شد را رقم می‏زنند و در قبالش اقداماتی از خود بروز نمی‏دهند که نشانه شرمندگی شان باشند، به سرنوشت برخی مدیران ناکام یا بی کفایت و فاسد در دیگر کشورها اشاره می‏شود تا پی برد که چرا در دیگر کشورها مسئولیت پذیری و حسن اجرای امور فضایی متفاوت با ایران خودمان دارد.

در کشورهای غربی عموماً این دست مدیران، استعفاء داده یا برکنار شده و سپس از طریق حقوقی و قضایی، روند برخوردهای بعدی اعمال می‏شود و سپس آبروی طرف برده می‏شود تا دیگر چنین نکند که برای نمونه می‏توان به شهردار استکهلم اشاره کرد که بابت بنزین زدن با هزینه دولتی پس از استعفاء از صحنه سیاسی کنار رفت و همچنین می‏توان از وزیر بهداشت فنلاند نام برد که بابت سه بار تماس خارج از کشور با همسرش به وسیله تلفن دولتی، متهم به فساد مالی شد و پس از کنار گذاشتنش از کابینه، توسط دادگاه محکوم به پرداخت هزینه مکالماتش شد!

در کشورهای شرقی اما روشش یک مقدار دردآورتر است و معممولاً مدیران فاسد و یا ناکام پس از استعفاء یا برکناری و پیش از، از دست رفتن شرفشان، خودکشی می‏کنند. وزیر کشاورزی ژاپن که متهم به فساد مالی شده بود و در بیمارستان خود را حل آویز کزد و نخست وزیر پیشین کره جنوبی که اتهامی مشابه شامل حالش شده بود و پیش از بررسی دقیق، دست به خودکشی زد، از نمونه هایی هستند که هرگز فراموش نمی‏شوند.

دایی هم حرف اشتباهی نزده بود و تنها یادآور شده بود: "مدیران ناکام در ژاپن هاراکیری می‌کنند، در ایران می‌خندند" و در واقع می‏شود گفت او یک پشنهاد شرافتمندانه را به مسئولان فدراسیون فوتبال داده بود و آن استفاده از کاردهای ژاپنی تحت "کاتانا" برای عمل به سنت ایشان که همان هارکیری یا خودکشی با فرو کردن چاقو در چهار بندانگشت بالاتر از ناف است، بود. البته شاید مسئولان فدراسیون فوتبال به واسطه آنکه این سنت اسلام حرام است، غضب کرده اند و قصد دارند در عوض خودکشی استعفاء بدهند! هر دو روش متین است؛ پس لطفاً تا دیر نشده و  هیچ چیزی از فوتبال ایران نمانده، یا روش خودتان را اجرا کنید یا روش پیشنهادی دایی را مورد بهره برداری قرار دهید!

http://ayandenews.com/news/21486/