بیانیه ک.ا.ف.ر درمورد نماز جمعه تهران

»گافنیوز«
«روز جمعه بیست و ششم تیرماه اصولا نماز جمعه برگزار نشده و اگر هم شده، چیز خاصی نبوده است.»

کمیته چهار جانبه‌ای متشکل از رسانه‌‌های حامی دولت متشکل از مدیران کیهان (حسین شریعتمداری)، ایران (کاوه اشتهاردی)، فارس نیوز(حمید مقدم فر) و رجانیوز (نامشخص) ضمن اعلام این مطلب تاکید کردند: نمازجمعه روز گذشته‌ تهران که به امامت فردی به نام به اصطلاح هاشمی رفسنجانی قرار بود برگزار شود، برگزار نشده یا اگر هم شده، چندان برگزار نشده است.

به گزارش گافنیوز و به نقل از روابط خصوصی این کمیته که به کمیته ک.ا.ف.ر* (کیهان- ایران- فارس- رجا) موسوم است، حسین شریعتمداری روزنامه‌نگار معتبر و خوش‌نام ایرانی در این خصوص اعلام کرد: «هیچ نماز جمعه‌ای در تهران برگزار نشد یا اگر هم برگزار شد، آنقدر کوچک و کم جمعیت بود که حتی صدایش هم به گوش ما که در محل نماز جمعه حاضر بودیم نرسید. کل جمعیت هم چند ده نفر بیشتر نبود.» وی که ظهر جمعه از ابرقوی یزد با همکاران خود در کمیته‌ کافر سخن می‌گفت، افزود: «راستی این ابرقو هم پنج‌شنبه‌ جمعه‌ها دیدن داردها!»

رجانیوز هم که رسانه‌ حامی دولت است و قبل تر ها به فاطمه رجبی، سخنگوی واقعی دولت منسوب بود، تا جایی که عده‌ای آن را دختر معنوی خانم رجبی می‌دانستند، اعلام کرد: آن‌چیزی که برخی از ناظران را در مورد برگزاری نماز جمعه به اشتباه انداخته است، حضور تعداد قلیلی دختر و پسر سبزپوش بوده که همینجور الکی در خیابان‌های اطراف دانشگاه تهران به طرز نامطبوعی خم و راست شده‌اند و البته این کارهای آنان به طرز مشکوکی با پخش صدای فردی به نام هاشمی رفسجانی از بلندگوها که انگار داشته نماز می‌خوانده، همزمان شده است. این رسانه به روال معمول پس از انتشار این مطلب، برخی سران نظام و انقلابیون باسابقه را به فساد و آوردن آتش متهم کرد.

اما روزنامه ایران که محل گذراندن طرح کاد جوان خوش‌ذوقی از نزدیکان رئیس جمهور به نام کاوه اشتهاردی است، اصولا برگزاری هرگونه چیزی به نام نماز جمعه در تهران را منکر شده‌است و در صفحه اول این روزنامه دولتی هیچ نشانه‌ای از برگزاری یا حتی عدم برگزاری چنین رویدادی وجود نداشت و در عوض عکس‌هایی از الهام، هاشمی ثمره، رحیم‌مشائی، زریبافان و سایر بروبچز دیده‌ می‌شد.
 
شنیده‌ها حاکی است: پس از برگزاری کمیته‌ اضطراری کافر که به محض رسیدن شریعتمداری از ابرقو در صبحگاه شنبه و در زیرزمین 208 موسسه کیهان برگزار شده بود، وی در پاسخ به سوال شریعتمداری که از وی پرسیده بود موضع روزنامه‌اش در برابر نماز جمعه دیروز تهران چیست گفته‌است: «هه! این که گفتی یعنی چه؟!» که منجر به کوبیده شدن سر شریعتمداری که فریاد می‌زده «دِ آخه اینو از کجا آوردین؟!» به دیوار مکان مذکور شده است. اتفاقی که منجر به ریزش بخشی از دیوار زیرزمین همسایه‌ غربی ساختمان کیهان شد، اما خوشبختانه مثل همیشه به شریعتمداری مذکور آسیبی نرسید. اما وی در کیهان نوشت که شرکت کنندگان در نماز جمعه تهران، نماز نخواندند.

یک شاهد عینی از زیر پل حافظ هم به خبرنگاران ما گفت: حمیدرضا مقدم‌فر، مدیر خبرگزاری فارس هم که با قطر زیاد یکی از استوانه‌های مهم کمیته ک.ا.ف.ر محسوب می‌شود، امروز در راستای بیانیه مذکور، با درآوردن شکلک و صداهای مخوف، کسانی را که دیروز در دانشگاه تهران و خیابان‌های آن به اصطلاح نماز خوانده بودند را مسخره کرد که البته به خاطر حفاظت شدید نیروهای مسلح از خبرگزاری معتبر مذکور، گرفتن عکس و فیلم از حرکات وی میسر نشد و علاقه‌مندان برای دیدن حرکات وی می‌توانند به سایت مذکور مراجعه نمایند.

در بیانیه‌ اخیر کمیته ک.ا.ف.ر ضمن واردن کردن اتهام انقلاب مخملین به همه، از ستاد نماز جمعه خواسته شده است قبل از هرگونه دعوت از علما برای امامت جمعه، با سخنگوی دولت هماهنگ و از این کمیته کسب تکلیف شود. همچنین به نیروی انتظامی گفته شده که از این بعد از شرکت افرادی که به احمدی‌نژاد رای داده نشده، جز در موارد معدودی برای خوردن گاز اشک آور، ممانعت شود.

سایر رسانه‌های غیر ک.ا.ف.ر از حضور صدها هزار تن در نماز جمعه دیروز به امامت هاشمی رفسنجانی خبر دادند.
 
پ.ن:
* به سکون ف، برداشت بد نشود.

و اینک سرخط سایر خبرهای گافنیوز

پیشنهاد ثبت اصطلاح First Namaz برای نماز اولی‌ها در سازمان ملل

کروبی در نماز جمعه کتک خورد / کروبی زیر لب: همیشه شعبون این یه دفعه‌هم به درک رمضون!

اعلام جشن عمومی در اسرائیل در پی انتشار خبر انتصاب رحیم مشائی به معاون اولی رئیس جمهور

عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی: بیشتر مردم ایران ساده‌لوح هستند!

دلایل متقن خاتمی برای عدم شرکت در نماز جمعه دیروز تهران: آخه م‌م‌می‌گفتن ک‌ک‌کتک‌کاری م‌م‌میشه!
http://ayandenews.com/fa/pages/?cid=10288

دو کشتار با فاصله 20 سال

رسانه های نوین بزرگترین مانع سرکوب اعتراضات مردمی
20 سال پیش در چنین ایامی بود که ایران در تب و تاب رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی سوخت، و توجه افکار عمومی داخل و حتی جهان بر رحلت و تشییع جنازه و خاک‌سپاری بی‌نظیر محبوب‌ترین رهبر قرن بیستم متمرکز بود، با این حال خبری به سرعت در صدر اخبار و رسانه‌های جهان و ایران قرار گرفت، کشتار صدها دانشجوی چینی که در حال تجمع صلح‌آمیزی در میدان اصلی پکن «تیان آن من» بودند، به سرعت توجه افکار عمومی را متوجه خود کرد.
 
با وجود قتل‌عام حدود 300 دانشجوی چینی توسط ارتش دولت کمونیستی جمهوری خلق چین، دفاع سرسختانه پکن از این اقدام، موجب عقب‌نشینی تدریجی دولت‌های غربی از موضع دفاع از حقوق بشر آنان شد و اعتراضات جنبش نوگرا و روشنفکر دانشگاه‌های چین با وجود پشتوانه و گستردگی قابل توجه آن، در نطفه خفه شد.
20 سال گذشت، اما این 20 سال، از بعد ارتباطات و پویایی افکار عمومی معادل 200 و حتی 2 هزار سال بود. رسانه‌های دوطرفه برای اولین‌بار در طول این 20 سال متولد شدند و تکنولوژی IT، هر انسان را تبدیل به یک رسانه کرد، ابرازهایی نظیر پست‌الکترونیک و شبکه‌های اجتماعی مجازی نظیر فیس بوک و تویتر به کمک تصویربرداری آسان توسط موبایل و دوربین‌های آماتوری دستی، موجب شده است تا دیگر بستن و یک‌سو کردن افکار عمومی حتی با تبانی با قدرت‌های جهانی ممکن نباشد.
 
اگر 20 سال قبل دولت چین توانست در قلب پایتخت و با حضور صدها خبرنگار خارجی و در مقابل چشم ده‌ها دیپلمات، 300 دانشجو را قتل‌عام کند و به سادگی نیز از بحران آن عبور نماید، امروز کشتار نیمی از این افراد، آن‌هم اقلیتی دینی در دورافتاده‌ترین نقاط این کشور وسیع، ‌چنان بحرانی می‌آفریند که رئیس‌جمهور ابرقدرت چین مجبور به ناتمام گذاشتن حضور خود در G8 شده و سراسیمه به کشورش بازمی‌گردد و با وجود آن‌که قدرت‌های جهانی مدعی حقوق بشر، به ویژه آمریکا و اروپا بنابر معاملات و منافع سیاسی خود قصد دارند کشتار غیرانسانی مسلمانان در چین را دست‌کم در عرصه بین‌المللی نادیده بگیرند، معجزه ارتباطات موجب شده است تا این موضوع به دغدغه افکار عمومی جهان تبدیل شود.
 

میدان تی آن آنمن قبل از کشتار دانشجویان در 4جولای 1989

شاید اهمیت کشتار میدان تیان آن من از نظر تعداد و ابعاد سیاسی، رسانه‌ای و حقوق بشر، چندین برابر کشتار مسلمانان بود، اما جریان اجتماعی که کشتار مسلمانان ایجاد کرد، به مراتب پایدارتر از آن فاجعه خواهد بود.

باید پذیرفت ارتباطات، یک شکبه مجازی قدرتمند از انسان‌ها در سراسر جهان ایجاد کرده است که هیچ دولتی قادر به محو آن نیست.

اثر این شبکه آن چنان است که قادر است ظرف چند ساعت، هزاران نفر را در مکانی خاص گرد هم آورد، آن‌هم انسان‌هایی با توانایی‌ها و مهارت‌های نوین، نسلی که به دلیل دسترسی به رسانه و آشنایی با نگاه‌ها و نظرات متنوع، به سادگی قابل شستشوی مغزی و القای تحلیل‌ها یکجانبه به نفع حاکمیت نیستند.

مسلمانان چینی با وجود فقر، محرومیت و دورافتادگی، نشان دادند حاضرند برای دفاع از دو همنوع خود که اسیر ظلم دولت بودند، خود را به خطر اندازند و صدها نفر نه برای دو نفر، بلکه برای دفاع از آزادی و شرافت خود قربانی شوند

حماسه‌ای که در استان سین کیانگچین رخ داد، ‌حماسه‌ای برای بشریت و ارزش‌های انسانی بود که البته افتخار آن به مسلمانان چینی تعلق گرفت، ‌کسانی که در تلویزیون کمونیستی و رسانه‌های خلقی چین، اغتشاشگر و عامل ناامنی و خرابکاری معرفی شدند، اما در نگاه افکار عمومی جهان به قهرمانان نادیده و گمنامی برای آزادی تبدیل شدند.

آری، ارتباطات را که در قرن 21 به شکوفایی رسیده است، باید پایان استعمار و به بند کشیدن فکر و روح انسان‌ها دانست، دولت‌های مستبد و قدرت های زورگو در جهان امروز شاید بتوانند انسان‌ها را دستگیر، شکنجه و حتی کشتار کنند، اما نمی‌توانند دیگر مانند گذشته فکر و روح آن‌ها را اسیر اوهام خود نمایند، دوران شستشوی مغزی ملت‌ها، ارائه دروغ‌ها به جای حقیقت‌ها و تربیت توده‌هایی به عنوان پایه‌های استبداد سپری شده است.

امروز خیل عظیم نوجوانان و جوانانی که با ابزارهای نوین ارتباطی مانند رایانه، تلفن همراه و شبکه‌های مجازی آشنایی دارند و خود مانند یک رسانه عمل می‌کنند، آن‌گونه در میان ملت‌های جهان رو به تکثر است که باید عمر دوران خاموشی ملت‌ها را پایان یافته تلقی کرد.

مهمترین تفاوتی که کشتار سال 2009 ایغورهای مسلمان با کشتار سال 1989 دانشجویان و روشنفکر چینی داشت، این بود که شاید خون دانشجویان دستاورد محسوسی برای جریان آزادی خواه نداشت، ‌اما خون مسلمانان چینی، نوید بخش تغییرات شگرف در یکی از بسته‌ترین جوامع جهان خواهد بود.
http://www.ayn.ir/fa/pages/?cid=9975

خاطره کردان از همکاری با لاریجانی و احمدی‌نژاد

علی کردان وزیر سابق کشور که در دولت محمود احمدی‌نژاد به علت جعلی بودن دکترایش از سوی مجلس هشتم استیضاح و برکنار شد به بیان ناگفته‌هایی از آن واقعه و نیز مسوولیت‌هایی که در صداوسیما در زمان علی لاریجانی داشت، پرداخت.

کردان در گفت‌وگو با یک پایگاه خبری به نام «نظام‌آباد» با ذکر خاطراتی از دورانی که در سپاه پاسداران مازندران بود، گفت: «بنده را گذاشته بودند مسوول اطلاعات و تحقیقات سپاه استان و مسوولیت گزینش نیروها به عهده من بود که با توجه به نفوذ اشرار و بعضا اراذل و اوباش و جریانات انحرافی در کمیته و توقع آنها برای حضور در سپاه کار بسیار مشکلی بود.»

او در ادامه این مصاحبه تفصیلی به خاطرات خود از دوم خرداد 76 و اثرات پیروزی سیدمحمد خاتمی پرداخته و آورده است: «روز سوم خرداد یا چهارم خرداد رفتم اتاق علی لاریجانی. ایشان خیلی گرفته بودند و رنگ به چهره ایشان نبود و بسیار ناراحت بودند. من هر چقدر با ایشان شوخی کردم، از این حالت درنیامد... می‌گفتند ما دیگر رادیو – تلویزیون را نمی‌توانیم اداره کنیم چون دوم‌خردادی‌ها همه منابع مالی، تجهیزات و سایر نیازهای ما را می‌بندند و ما نمی‌توانیم کار کنیم... من به ایشان گفتم دو کار مهم را من به شما قول می‌دهم که به نحو احسن برایتان انجام دهم و در این دو هیچ مشکلی نداشته باشیم. 1- اینکه تامین منابع مالی سازمان را به عهده می‌گیرم که شما از آن نگرانی. 2-‌اینکه امثال مجاهدین انقلاب و جریانات ضدنظام نتوانند در سازمان اختلال و اغتشاش ایجاد کنند و همکاران ما در صدا و سیما را جذب کنند که ایشان در جواب گفتند که شدنی نیست و نمی‌شود و من گفتم آقای لاریجانی استعفا فایده ندارد و الان وقت کار است و بالاخره ایشان را راضی کردم تا من طرح اقتصادی خود را بنویسم و ایشان ملاحظه کنند که می‌شود اجرا کرد یا نه و با هزار زحمت ما به ایشان روحیه دادیم و ایشان را از آشفتگی خارج کردیم. چند روز بعد از دوم خرداد یک نشریه چپی در زنجان یک خبر چاپ کرد که ایثارگران صدا و سیما از بودجه صدا و سیما به ستاد تبلیغاتی آقای ناطق کمک مالی کرده‌اند. در صورتی که ما یک ریال هم به آقای ناطق کمک نکرده بودیم، چون اعتقاد داشتیم که حرام است. آقای لاریجانی در اثر این خبر بسیار آشفته و به هم ریخته شده بودند. با من تماس گرفتند که ماجرای این خبر چیست که من با توجه به اینکه به صحت عملکرد مالی صدا و سیما واقف بودم، به ایشان گفتم هر کس این خبر را به شما گفته است غلط کرده است. ایشان گفتند مدیر کل حراست سازمان گفته‌اند، من گفتم پس ایشان غلط کرده‌اند. جالب اینکه مدیر حراست سازمان که آقای غفور بودند، در هنگام صحبت پیش آقای لاریجانی بودند. آقای لاریجانی به من گفتند که بیا پیش من که گفتم کار دارم و نمی‌آیم، و چیزی که اصلا وجود خارجی ندارد برای چی تو هر روز وحشتت می‌گیرد.

بعد که راجع به این خبر تحقیق کردیم، دیدیم که جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در انتخابات می‌خواستند که برای ستاد آقای ناطق کار کنند و برای همین رفتند پیش آقای محسن رفیقدوست تا از ایشان پول قرض بگیرند و آقای رفیقدوست هم گفته بودند ایشان که پول ندارند و ایشان را معرفی کرده بودند به کارخانه «چیت ری» تا پارچه بگیرند. حالا یا از خود پارچه استفاده کنند یا بفروشند و از محل آن به آقای ناطق کمک کنند و بعدا پول پارچه چیت ری را بدهند. مدیر کارخانه چیت ری هم گفته بود که بدون چک به آنها پارچه نمی‌دهد. مدیر کل منابع انسانی صدا و سیما که آقای تقوایی بودند و از اعضای شورای مرکزی ایثارگران بودند، چک شخصی می‌دهند به کارخانه چیت ری و بعد از انتخابات هم موعد چک می‌رسد و چیت‌ری چک را اجرا می‌گذارند که برگشت می‌خورد و جلب آقای تقوایی را می‌گیرند که جلب ایشان با توجه به درج آدرس محل کار در بانک می‌آید صدا و سیما پیش حراست.

وی در ادامه به داستان تحقیق و تفحص مجلس از صداوسیما پرداخت و گفت: دوم خردادی‌ها بعد از اینکه نفوذشان در بدنه صدا و سیما جواب نداد، آمدند و بحث تحقیق و تفحص از صدا و سیما را در مجلس ششم مطرح و تصویب کردند تا بتوانند موتور صدا و سیما را در دفاع از ارزش‌ها کند کنند.

آقای لاریجانی من را صدا زد و گفت: مسوولیت تحقیق و تفحص مجلس با تو، من گفتم که این کار از لحاظ قانونی کار آقای ضرغامی که معاون پارلمانی سازمان هستند می‌باشد و ممکن است آقای ضرغامی ناراحت شوند، ولی آقای لاریجانی گفت که موضوع حساس است. ضرغامی نمی‌تواند و مسوولیت را به من سپردند.

وی در خصوص آشنایی خود با احمدی‌نژاد می‌گوید: رابطه ما و آقای احمدی‌نژاد برمی‌گردد به قبل از استانداری آقای احمدی‌نژاد در اردبیل که ما با هم رفیق بودیم. در زمان انتخابات 84 من با وجود رفاقت با آقای احمدی‌نژاد از آقای لاریجانی دفاع کردم. خیلی از کارهای ستاد آقای لاریجانی به عهده من بود، ولی در عین حال از نوع تبلیغات آقای احمدی‌نژاد به خاطر زنده‌کردن زبان انقلاب خیلی تقدیر کردم و آن زمان می‌گفتم که اصلا مهم نیست آقای احمدی‌نژاد پیروز شود یا نشود، مهم برای من زنده‌کردن شعارهای انقلاب بود در آن ایام. بعد از رأی‌آوردن آقای احمدی‌نژاد طبیعی بود از ما که جزو رفقایش بودیم و توقع کمک داشت و کمکش نکرده بودیم، استفاده نکند. قرار شده بود من از صدا و سیما بیرون بیایم و شورای نگهبان از من دعوت کرده بود که جای آقای جهرمی بروم. من دیدم نمی‌توانم بروم و از آقای جنتی عذرخواهی کردم.

آقای احمدی‌نژاد از من خواستند که استاندار خوزستان شوم، من گفتم که من دیگر برای استانداری پیر شدم و قبول نکردم. آقای پورمحمدی از من خواستند که معاون اداری مالی وزارت کشور شوم که من گفتم فقط حاضرم معاون سیاسی وزارت کشور شوم. آقای جهرمی از من خواستند که رئیس سازمان فنی و حرفه‌ای شوم که قبول کردم و 18 ماه رئیس سازمان فنی و حرفه‌ای بودم. عملکرد خوب ما در سازمان فنی و حرفه‌ای و سوابق دوستی ما با آقای احمدی‌نژاد باعث شد که ایشان از من برای حضور در وزارت نفت دعوت کند که بعد هم خواستند که به وزارت کشور بروم. ما در زمان دوم خرداد حدود سه، چهار سال جلساتی داشتیم شش، هفت نفره که در آن فعالیت‌های براندازانه علیه جمهوری اسلامی را رصد می‌کردیم و نقاط ضعف گروه‌های برانداز را شناسایی و برای جلوگیری از اقدامات آنها برنامه‌ریزی می‌کردیم که یکی از اعضای آن آقای احمدی‌نژاد بود.
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=55664