بسیاری از رسانه های داخلی در حالی به اصصلاح تحت تاثیر جو قرار می گیرند و با اشاره به اعتراض مردم این کشورها، از فضای بحرانی و سونامی شرایط بد اقتصادی این کشورها خبر می دهند که به نظر می رسد بخش اعظم این اعتراضات، برای به دست آوردن امتیازات بیشتر و شرایط بهتر اقتصادی است و وضعیت اقتصادی برخی از این کشورها نسبت به ایران، به مراتب بهتر است و به همین دلیل، آینده مقایسه ای خواهد داشت میان هزینه های زندگی در ایران و کانادا؛ کشوری که میزبان محمودرضا خاوری، یکی از مدیران بانکی "دولت پاک" در یک خانه سه میلیون دلاری است که طبیعتاً با توجه به تبعیت گسترده از سیاست های آمریکا، باید این سونامی سراغش را گرفته باشد اما علی الظاهر کشوری که به جای کهریزک میزبان خاوری است، از این خبرها نیست!
به گزارش سرویس اقتصادی «آینده»؛ اقتصاد در دنیا یک مفهوم یکپارچه دارد و تا زمانی که کشوری همچون شوروی سابق، تمام نیازهایش را در بدنه خودش تعریف نکند و به خودکفایی صددرصدی که شعار این ساختار منهدم شده بود، دست نیافته و همچنان نیازمند صادرات و واردات توامان باشد، نمی تواند از تبعات وقایع اقتصادی در جهان مصون باشد. اما می توان این تبعات را کاهش داد، همچون دوپینگ نفتی که ایران در دهه های اخیر انجام داده و باعث شده بحران های اقتصادی کمترین تاثیرات را بر معادلات اقتصادی کشورمان بگذارد. در بحران های اقتصادی تزریق اعتبارات دارای پشتوانه به بازار در کاهش اثرات منفی چنین وقایعی به شکل جدی نقش کنترل کننده را دارد و قطعاً اگر کشورهای درگیر در بحران اقتصادی اخیر نظیر یونان نیز منابع وسیع نفتی ایران یا همان چاه اسکناس را داشتند، به چنین وضعی دچار نمی شدند.

در این میان، کشورمان از آفت تورم در امان نبوده و با افزایش لجام گسیخته قیمت ها در برخی کالاها، این ترس وجود دارد که این افزایش قیمت ها که منحی تندی دارد، به سایر اقلام مصرفی تسری یابد و دومینوی تورم که همواره از چند کالا شروع می شود، این بار در این مقطع از سال که چندان مناسبتی برای چنین تورمی وجود ندارد، بازار را در نوردد و برخی بخش ها که با کاهش حجم کالاهایشان، مقابل فشارها برای عدم افزایش قیمت پس از هدفمندی تحت فشار بودند، یک باره فنر جمع شده هزینه هایشان که از افزایش هزینه های تولید به خصوص افزایش هزینه های انرژی خطوط تولید شکل گرفته، باز شود و دیگر نهادهای نظارتی نتوانند با موج گرانی مقابله کنند و مقابل خواست تولیدکننده و عرضه کننده برای افزایش قیمت بایستند.

با این وجود به نظر می رسد بحران های اقتصادی در کشورهای آمریکایی و اروپایی برای مسئولان از اهمیت بیشتری برخوردار است و فرضیه مدیریت جهانی همه گیر شده است. تخم مرغ یکی از کالاهای اساسی با افزایش شدید قیمت بوده و افزایش قیمتش چنان شدید بود که دیگر نشد در سایه وقایع منطقه پنهانش کرد. شبکه دوم سیما پنجشنبه شب میزبان دست اندرکاران دولتی و غیردولتی صنعت تخم مرغ بود تا این اتفاق که به گمان مجری برنامه می تواند اثراتش بر بسیاری از کالاها دیگر نیز نمایان شود، مورد بررسی قرار گیرد. جالب آنکه این اشخاص اعلام می کردند بازار قابل کنترل نیست و سال گذشته تخم مرغ تولیدی شان روی دستشان مانده و در برخی ماه ها چون محرم مصرف پایین می آید و در برخی ماه ها افزایش می یابد تا مجری بگوید مگر این ماه ها یک باره شکل گرفته که قابل برنامه ریزی نیست و آیا واقعاً مدیران توان برنامه ریزی برای تنظیم بازار از طریق تولید و واردات تخم مرغ یا پیاز و سیب زمینی را ندارند؟!

جالب آن که افزایش شدید قیمت تخم مرغ در حالی رخ داده که تعرفه واردات تخم مرغ در کشور قریب صفر شده و در حال حاضر بازار متکی به تولید داخلی نیست، اما علی الظاهر واردات نیز پاسخگوی حجم بالای کاهش تولید و نیاز بازار مصرف نیست و بعید نیست با تعطیلی برخی واحدهای تولیدی در دیگر صنایع که بسته های حمایتی به آنها نرسیده و یا هزینه انرژی شان بیش از توان کارگاه تولیدی شان است، در سایر صنایع نیز اتفاقات مشابهی رخ دهد و با کاهش تولید توسط همین کارگاه های قدیمی، واردکنندگان دیگر کالاها بیش از اینها به امر واردات بپردازند! جالب آنکه نماینده تولیدکنندگان تخم مرغ ادعا می کرد با قیمت حدود سه هزار و پانصدتومان، نمی توان در بازار صادرات رقابت کرد اما می گفت باید قیمت کف تخم مرغ در ایران بالای پنج هزار تومان در هر شانه باشد و علی الظاهر هزینه تولید تخم مرغ از خارج از کشور بیشتر است! البته این وضع در بسیاری کالاها مشهود است اما تخم مرغ به عنوان یک ماده خوراکی اساسی با رشد 60 الی 70 درصدی، تبلور این واقعیت است.

در این اوضاع، «آینده» مروری دارد بر قیمت های برخی محصولات خوراکی که جزو مصارف اساسی کشور کانادا محسوب می شوند تا به بهانه سفر بی بازگشت محمودرضا خاوری، مدیر بانک دولت پاک به ویلای سه میلیون دلاری اش در کانادا، تا مشخص شود آقای خاوری فرار نکرده، بلکه به دلیل آنکه هزینه های زندگی در کانادا پایین تر است، به این کشور رفته تا دور از هیاهوهای داخل ایران، با هزینه کمتری بخورد، بپوشد و در مجموع زندگی کند! آینده از میان لیست کالاهای مصرفی کانادا، تلاش کرد مواردی را مورد بررسی قرار دهد که در ایران مصرف عمومی دارد. چرا که بسیاری از کالاها در کانادا مصرف وسیع عمومی دارد اما در ایران کمتر مصرف می شود و بالعکس این ماجرا نیز صادق است. در این ارزیابی که بر اساس آمارهای اعلام شده، صورت پذیرفت، به نظر می رسد هزینه زندگی در کانادا کمتر از ایران است و البته حداقل دستمزد در کانادا، 1345 تا 1519 دلار است که حدود چهار الی پنج برابر حداقل دستمزد در ایران محسوب می شود.

جالب آنکه تورم بسیاری از کالاها در کشور میزبان آقای خاوری در بسیاری از سالها رشد منفی یا صفر دارد که این در اقتصاد ایران تقریباً غیرممکن به نظر می رسد! با این اوصاف «آینده» به محاسبه قیمت 18 قلم کالای خوراکی پرمصرف و مشترک در دو کشور پرداخته و رشد "قیمت متوسط خرده فروشی در شهرهای کانادا" در ماههای اگوست 2007، 2008، 2009، 2010 و 2011 را با هم مقایسه کرده است که شیب اندک تورمی نسبت به ایران و همچنین در بسیاری از اوقات کاهش قیمت ها، به خوبی مدیریت قیمت ها را نشان می دهد.

در این محاسبه، قیمت دلار کانادا 1020 تومان در نظر گرفته شده و تلاش شده واحدهای اندازه گیری کانادا که برخی اوقات یک پوندی و دو و نیم کیلویی است، به یک لیتر و یک کیلوگرم نزدیک تر شود و کالاها نیز به کالاهای داخلی نزدیک تر باشد تا با توجه به هزینه بالای تولید در کانادا، بتوان درک کرد مدیریت صحیح در تولید و توزیع، چگونه در بهبود زندگی مردم این کشور موثر واقع شده است. در قیمت گذاری ها نیز هنگام تبدیل به تومان که در جداول زیر مشخص است، قیمت ها ممکن است 3 الی 9 تومان بالا یا پایین شده باشد که به دلیل گرد کردن رقم های ذکر شده در جدول است. ضمن اینکه کیفیت بسیاری از محصولات ذکر شده در این جدول بالاتر از مشابه ایرانی است و به عنوان نمونه تخم مرغ این جدول، تخم مرغ دستچین و بسته بندی شده است که قیمتش در ایران سر به فلک می زند!

جدول رشد قیمت کالاها در کانادا با واحد تومان
در این میان آنچه جالب توجه تر است، پایین تر بودن قیمت بسیاری از کالاها در آمریکایی است که در بحران اقتصادی به سر می برد و علی الظاهر در زمینه قیمت متوسط خرده فروشی کالاها در شهرهای آمریکا که قیمت محصول رسیده به دست شهروندان است، آمریکا را در برخی اقلام رد کرده و در برخی اقلام نیز رقابت سنگینی داریم! برای محاسبه قیمت معادل اقلام در آمریکا نیز کالاهایی که قیمت شان در سالهای اخیر موجود بوده و با کالاهای اساسی خوراکی ایران همخوانی بیشتر دارد که مجموعاً 16 قلم می شود، در نظر گرفته شده و در محاسبه نیز دلار آمریکا 1250 تومان لحاظ شده است. همچنین تلاش شده واحد به یک کیلیوگرم نزدیک تر شود تا امکان مقایسه راحت تر باشد.

جدول رشد قیمت کالاها در آمریکا با واحد تومان
با مقایسه قیمت های فوق و روند رشد قیمت کالاهای خوراکی در ایران، به نظر می رسد رشد قیمت ها در ایران حداقل نسبت به کانادا به مراتب سرعت بیشتری دارد و علی الظاهر این سرعت همچنان افزایش خواهد یافت و بعید نیست در صورت عدم مدیریت صحیح، هزینه زندگی در تهران و دیگر کلان شهرهای ایران، برخی شهرهای گران اروپا را نیز پشت سر بگذارد و طبیعتاً دیگر امکان رقابت کالاهای ایرانی به واسطه قیمت بالا در بازارهای بین المللی وجود نداشته باشد. هرچند خطوط تولید ایران هنوز از سرعت و دقت و هزینه پایین خطوط صنعتی بزرگ صنایع بزرگ آمریکا یا کانادا برخوردار نیست، اما بعید است هزینه تولید بسیاری از کالاها در ایران از هزینه تولید در کشورهایی چون آمریکا و کانادا بالاتر باشد، با این حال از مرحله تولید تا مرحله توزیع در ایران چه اتفاقی می افتد که کالاهای ایران از کالاهای آمریکایی و کانادایی نیز گران تر است و تورم در این بخش نیز رشد شدیدی دارد؟ مسئله ای است که باید مورد توجه قرار گیرد.
بی شک تحقیق بر روی سیستم مدیریت صنعتی تولید و توزیع کالا در کشورهایی که وسعت بیشتری نسبت به کشورمان دارد و یا جمعیتی بیشتر از ایران را تحت پوشش قرار داده اند، برای ایران که در فصول مختلف عمدتاً با کمبود و بعضاً با مازاد تولید کالاهای خوراکی مواجه است، می تواند منشاء یک برنامه ریزی موثر باشد. اما پیش از چنین بررسی هایی، مهم ترین مسئله بهره برداری از مدیرانی در چرخه اجراست که بر اساس واقعیت ها و نه شعارهای معمول برنامه ریزی کنند، چرا که محصول شعار چنین مدیرانی، تولیداتی می شود که حتی امکان عرضه در بازارهای جهانی که هزینه تولید در آنها به مراتب بالاتر از ایران است، وجود ندارد؛ مدیرانی که خوب شعار مرگ بر آمریکا و انگلیس سر می دهند و کرسی مدیریت شان در ایران است، اما خانواده و خانه های میلیاردی شان در انگلیس و کانادا و آمریکا است و با گوزن ها می رقصند(!) و در نتیجه نمی دانند مردم ایران زیر بار تورم های کمرشکن چه می کشند!
http://ayandenews.com/news/37583/
مشرق نوشت:
کریاس جوئل یک روستای یهودینشین است که اجرای تفکیک جنسی در کلیه اماکن
عمومی آن و نیز رعایت شئونات اخلاقی و رفتاری الزامی است. این روستا در 80
کیلومتری شمال شهر نیویورک واقع است و شامل قانون اساسی آمریکا نمیباشد.
به هنگام ورود به این روستا، بر روی تابلوی خیرمقدم آن به بازدیدکنندگان این چنین نوشته شده است:
به کریاس جوئل خوشآمدید
اجتماعی سنتی دارای عفتها و ارزشها
بر اساس سنن و رسوم مذهبی خود، از شما خواهشمندیم تا به هنگام بازدید از اجتماع ما به گونهای عفیف لباس پوشیده و رفتار کنید. این امر شامل موارد زیر میشود:
پوشیدن دامن یا شلوار بلند، پوشیده بودن سینهها، پوشیدن لباسهای آستیندار حداقل تا آرنج، استفاده از الفاظ مناسب، رعایت تفکیک جنسیتی در تمام اماکن عمومی.
از احترام شما به ارزشهای ما سپاسگزاریم و از بازدید خود لذت ببرید!

در این روستا زنان در سنین جوانی ازدواج کرده و برای تربیت فرزندان خود در روستا باقی میمانند. ساکنان این روستا به دلیل قوانین مذهبی خود دست به کنترل جمعیت نمیزنند. به همین دلیل زاد و ولد در این روستا زیاد بوده و وجود کودکان زیاد، میانگین سنی افراد روستا را به 12 سال کاهش داده است. به طور متوسط تعداد اعضای یک خانواده در این روستا 6 نفر است. از این رو، مادران این خانوادهها به خاطر داشتن کودکان خردسال به ندرت خارج از منزل کار میکنند.



اکثر ساکنان این روستا به زبان عبری صحبت کرده و انگلیسی تکلم نمیکنند.
مردان این روستا به جای فراگیری درسهای دانشگاهی به مطالعه و یادگیری
تورات و تلمود میپردازند. در واقع تنها 39 درصد ساکنان آن دارای دیپلم
بوده و حدود 5 درصد آنها نیز مدرک دانشگاهی دارند. صدها نفر از مردان این
روستا در مؤسسات مذهبی به طور تمام وقت به آموزش مشغول هستند.


اکثراً آپارتمانها و خانههای این روستا
سرسبز و دارای باغ میباشد. جمعیت این روستا 21 هزار نفر است که بیشتر
ساکنان آن را یهودیان تشکیل میدهند. این روستا دارای یک مرکز نگهداری از
نوزادان است که با هزینهای بالغ بر 10 میلیون دلار توسط دولت آمریکا ساخته
شده است. در گزارشی که توسط نیویورک تایمز تهیه شده بود، این روستا به
عنوان فقیرترین مکان زندگی در آمریکا شناخته شده است.
این در حالی است که با توجه به هزینه بالایی که دولت برای ساخت یک مرکز
نگهداری از نوزادان در اختیار این روستا قرار داده و نیز روش زندگی آنها،
برخی مسئولین آمریکا فقیر بودن مردم این روستا را به زیر سوال بردهاند.
یک وکیل به نام نانسی کالهون خواستار بررسی مقامات دولتی در این خصوص شده
است. وی در اظهاراتی در این مورد بیان داشته است: «ممکن است آنها روی کاغذ
فقیر باشند، اما در حقیقت آنها اصلاً فقیر نیستند».



همچنین به گفته یک جامعهشناس مسائل یهودیان پروفسور ویلیام هلمریچ، مردم این روستا میتوانند از برخی سازمانها وامهای بدون سود و بهره دریافت کنند. نیویورک تایمز اظهار کرده است که به دلیل فقر خانوادههای این روستا، خاخام این روستا دستور داده است که حلقههای الماس به عنوان هدیه ازدواج پذیرفته نشود تا از این طریق به خانوادهها و زوجهای جوان فشار مالی وارد نشود، و یا اینکه در مراسمهای ازدواج برای برگزاری جشن و شادی تنها از یک نفر نوازنده استفاده شود.
چنانچه اشاره شد ساکنین و بازدیدکنندگان این روستا موظف به رعایت قوانین آن میباشند. همانطور که در تصاویر زیر پیداست این بازدیدکنندگان جوان به دلیل عدم رعایت قوانین این روستا، یعنی پوشیدن شلوارک، بازداشت شده و مورد مواخذه قرار گرفتهاند.




همچنین بر اساس قوانین این روستا، زنان اجازه
حضور در محوطه دانشگاه را ندارند: «به دستور هیئت مدیره، زنان مجاز به
حضور در محوطه دانشگاه نیستند».

نکته قابل تأمل اینجاست که مردم این روستا در کشوری زندگی میکنند که این کشور همیشه مدعی دفاع از حقوق بشر، حقوق زنان، و مخالف تفکیک جنسیتی نه تنها در جامعه خود بلکه در دیگر جوامع جهان به ویژه کشورهای اسلامی بوده است و مدام کشورهای اسلامی را به خاطر رعایت آداب و دستورات دینی خود مورد مواخذه قرار میدهد.
حال تصور کنید که اگر در ایران و یا در یک
کشور اسلامی مردم بخواهند مطابق با اصول اخلاقی و اسلامی خود زندگی کنند،
چه اتفاقی میافتد؟ آیا در این هنگام مدعیان حقوق بشر و غربیان دست به
اعتراض گسترده و جهانی نزده و مدعی نمیشوند که در فلان کشور اسلامی حقوق
زنان و مردان رعایت نشده و به آنها ستم روا میشود؟
آیا در آن هنگام آنها با بهانه آزادی و دموکراسی و دیگر عبارتهایی که گوش
جهانیان از آنها پر شده است، این حق را به خود نمیدهند تا دست به هر نوع
حمله و یورشی از کلامی و فرهنگی گرفته تا نظامی و موشکی بزنند؟ آیا آزادی
و دموکراسی گزینشی است و یا اینکه کشورهای غربی چون آمریکا از آن تنها
برای استعمار کشورهای دیگر استفاده میکند؟
http://www.ayandenews.com/news/34820/
بسیاری از باغهای ایرانی از ارزش تاریخی برخوردارند و اکنون دهها باغ تاریخی در کشور وجود دارد که در سطح بین المللی نیز دارای جایگاه و ارزش هستند. باغ تاریخی دولت آباد یزد در فهرست جهانی یونسکو ثبت شده است.







عکاس : علی گلشن
http://www.ayandenews.com/news/31825/